ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
906
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
ز دست قدرت دادار بىچون * به فرق او بود تاج تبارك ز حقد جاه او باشد كه دارد * گلوى دشمنش رنج خيارك به دست دوستان از وى كرامت * به فرق دشمنان از وى بلارك به هركس مىدهد اقطاع بىحدّ * هم از قم ، ساوه از روى يبارك گدايان را ازو خروارها سيم * به چشمش در نيايد منّ و چارك محمد ميرزا را ديد افزون * ز ابناء گزين اندر معارك بلى مطبوع شد ميوهء رسيده * كه خرمايى نمىآيد ز خارك پس از عبّاس شه كردش وليعهد * به كارش مرحبا شايان و بارك كسى نبود به وى همسر بههرحال * كه در شغل وليعهدى مشارك رقم زد خاورى از بهر تاريخ * كه ثانىّ وليعهدش مبارك ذكر برخى از وقايع مملكت خراسان و حركت شجاع الملك افغان به صوب قندهار و آن سامان و شكست آن در اوقاتى كه نوّاب نايب السلطنة العليه محمد ميرزا عزيمت دربار همايون را داشت ، نور محمد خان قاجار دولّو خال خود را به جهت احتياط كار در خراسان گذاشت . رضا قلى خان چاپشلو حاكم درهجز ، كه وليعهد مرحوم عباس ميرزا مشار اليه را عباس قلى خان نام نهاده بود ، در قلعهجات خود قدرى سركشى مىنمود . نور محمّد خان جمعيتى از سواره و سرباز آذربايجان و خراسان و چند عرّاده توپ صاعقهفشان منتخب كرد و روى جلادت به قلعهء درهجز آورد . عباس قلى خان اهل و عيال خود و اهالى قلعه را دستگير و خويشتن را نيز اسير سرپنجهء تقدير يافت ، لهذا با جميع كدخدايان و سربلوكان قدم از سر ساخته به اردوى خان شتافت . زنان و اولاد خود و اعيان درهجز [ 498 ] را به قدرى كه قبول افتد ، به صيغهء گروگان به ارض اقدس فرستاد و به خان سردار و قشون